تبليغاتX
گل جنت

 

بعد از چند شبانه‌روز بي‌خوابي، بالاخره فرصتي دست داد و حاج مهدي در يكي از سنگرهاي فتح شده عراقي خوابيد. پنج روز از عمليات در جزيره مجنون مي‌گذشت و آقا مهدي به خاطر كار زياد فرصتي براي استراحت نداشت. چهره‌اش زرد بود و چشمان قرمزش از بي‌خوابي‌ها و شب بيداري‌هاي ممتد حكايت مي‌كرد. ساعتي نگذشت كه يك گلوله خمپاره صد و بيست روي طاق سنگر فرود آمد. داد زدم: «بچه‌ها آقا مهدي» همه دويدند طرف سنگر. هنوز نرسيده بوديم كه او در حاليكه سرفه مي‌كرد و خاك‌ها را كنار مي‌زد، ديديم. كمكش كرديم تا بيرون بيايد. همه نگران بودند «حاج آقا طوري نشدين؟» و او همانطور كه خاك‌هاي لباسش را مي‌تكاند خنديد و گفت: «انگارعراقي‌ها هم مي‌دانند كه خواب به ما نيامده .                                         

 

يكبار با آقا مهدي صحبت مي‌كرديم، او به من گفت: «حاج علي، من نزديك به دويست روز، روزه بدهكارم» اول حرفش را باور نكردم. آقا مهدي و اين حرفها ؟ اما او توضيح داد كه: «شش سال تمام چون دائماً در مأموريت بودم و نشد كه ده روز در يك جا بمانم، روزه‌هايم ماند.» و درست پنج روز بعد به شهادت رسيد. مدتي بعد از اين، موضوع را با شهيد صادقي در ميان گذاشتم و ايشان تمام بچه‌ها را كه چند هزار نفر مي‌شدند، جمع كرد و پس از اينكه خبر شهادت «مهدي زين الدين» را به آنها داد، گفت: «عزيزان. آقا مهدي پيش از شهادت، به يكي از دوستانش گفته‌اند كه حدود 200 روزه قضا دارند، اگر كسي مايل است، دين او را ادا كند، بسم الله.» يكباره تمام ميدان به خروش آمد و فرياد كه : «ما آماده ايم» در دلم گفتم: «عجب معامله‌اي چند هزار روزه در مقابل دويست روز؟»

نوشته شده توسط طاها  در ساعت 13:49 | لینک  | 

::.بارالها

داغ ننگی که بر چهر ام می بینی یادگار جرمی است که با خون تجری در رگهای تنم جاری کردم؛دست بسته ای که مینگری،دستی است که در آغئش خطا آویختم؛پای نا توانی را که نظاره میکنی،پایی است که در منجلاب گناه گذاشتم؛سر فرو افتاده ای که چشم دوخته ای سری است که در برابرت به طغیان فراز کرده ام

... واینک سایه های خود فریبی بر وجودم پا نهاده اندو من در ورطه های انجماد و در تاریکیهای نخوت گرفتار آمده ام

::.خدایا

مباد که روح انسانیم از بلندای آسمان تواضع بیش از این در برهوت تکبر فرو غلطد

مباد که تیغ ریا رشته تسبیحم را از هم بگسلد و ذکرم ذا از فکر تو تهی گرداند

::.خداوندا

نام آشنایت التیام درد های کسی است که روانش از غصه غربت رنجیده است؛مرحمتت مرهم زخمهای کسی است که هر قدم زندگی هزار خار معصیت به جانش خلیده است

::.معبودا

دلم اگر رخوت زمستان را پشت سر گذاشت،سجاده تضرع به آستان تو خواهم گسترد و چشم در چشم آینه عمر تباه شده ام- بهار را سراسر خواهم بارید،تا شاید شقایق سینه ام جوانه عشق برویاند

::.پروردگارا!

چنان کن که به مدد تو از بیان حیرت بگذرم و گام بر وادی امن و قدس تو بگذارم

آگر ستیغ آروز را بتوانم که در نوردم،به سوی سپیده سرازیر خواهم شد.اگر دست ارادتم به دامن آفتاب برسد هرگز غروب نخواهم کرد.

::.عزیزا

اگر منم،که بدان به شقاوت من و اگر تویی که خوشا به کرامت تو

مثال من مانده طاوسی هست که زیبای بسیار دارد ولی همین طاوس از پایه زشت خود بیم دارد . روی من مانند مومنان توست اما وجودم ...

و امید من به شهدا میباشد در آن روزی که مجرمین با چهره واقعی خود نزد خدا حاضر می شوند.

عطر ياس

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

 

الهی عاقبت ما را ختم به خیر کن.

آمین یا رب العالمین

نوشته شده توسط طاها  در ساعت 12:24 | لینک  | 

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم

داغ سودای توام سر سویدا باشد

تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر

کز غمت دیده مردم همه دریا باشد

ازین هر مژه ام آب روانست بیا

اگرت میل لب جوی و تماشا باشد 

این شهر به ما نشان داد ،که اگر آقا می خواهی باید سختی بکشی .((خدا کنه طاقت بیاریم))

این شهر به ما نشان داد ، که اگر خدایی می خواهی بشی باید جمعی رو با خدا آشتی بدیم ، ((خدا کنه بتونیم))

این شهر به ما نشان داد، که اگر شهدا رو فراموش کنی خودتو فراموش می کنی ، ((خدا کنه فراموش نکنیم))

ای شهر  به ما نشان داد، که بهتر دنیای نشی که اگه شدی سخته رها شدن ازش ، ((خدا کنه نشیم))

این شهر به ما نشان داد ، که چقدر آقای غریبی داریم ،(( خدا کنه که نباشه))

این شهر به ما نشان داد ، که اگه کربلا می خوای باید آتش گرفته حسین باشی، ((خدا کنه تو این آتش بمیرم))

این شهر به ما نشان داد ، که هیچ نمی ارزم  باید گذر کنی پس جدی نگیر رها شو ، ((خدا کنه رها شیم))

این شهر به ما نشان داد،  که شاید این جمعه هم نیایی شاید ....((خدا کند که بیاد))

 

 مدعی خواست که آید بتماشاگه راز

دست غیب امد و بر سینه نامحرم زد

خدا کنه من نباشم

نوشته شده توسط طاها  در ساعت 19:16 | لینک  | 

اگر انسان دل داشته باشه ، خیلی راحت گناه کردن براش ننگ میشه ، دل آقا شو کباب نمی کنه ، سیلی به صورت آقا نمی زنه ، ((خدا کنه داشته باشیم))

اگر انسان دل داشته باشه ، خیلی راحت تو این شهر پر گناه مون زندگی میکنه، گلی زیبایی برای امام زمانش میشه ، ((خدا کنه داشته باشیم)).

اکر انسان دل داشته باشه، هر سختی که می یاد می بینه یه سختی بالاتر از این هم هست ، ((خدا کنه داشته باشیم)).

اگر انسان دل داشته باشه،هیچ وقت نمی زاره پشت رهبرش خالی باشه ، صورتش شبیه صورت مادر بشه نمی زاره غصه بخوره،(( خدا کنه داشته باشیم )).

اگر انسان دل داشته باشه ، یه روزی خواست بره هیئت بهش گفتن چفیه نزار عرفه جامعه نیست دلش نشکنه یاد غریبی رهبرش بیوفته .((خدا کنه داشته باشیم)).

اگر انسان دل داشته باشه، میبینه که حاج همت ،حاج احمد کاظمی ، حاج حسین خرازی و خیلی های دیگه رفتن و نباید با شیطان والیبال بازی کنه یا با دنیا طرح دوستی بریزه ، ((خدا کنه داشته باشیم)).

اگر انسان دل داشته باشه، هر روز اگه قرآن نخونه دلش خونی میشه غصه می خوره دلش برای خدا تنگ میشه ،((خداکنه داشته باشیم)).

 و اگر های زیاد دیگه...

نوشته شده توسط طاها  در ساعت 11:38 | لینک  |