تبليغاتX
گل جنت - زینب)س(

از این غم و غصه می سوزه سینه

سر رو دستا تنت روی زمینه

کمتر بزن دست و پا تو رو خدا

مادر داره جون دادنت رو میبینه

خودت میدونی که شامیا بدن

برا دیدن خواهرت تو امدن

اما درد من اینه که حسین من

پیش رقیه  سرتو به نی زدن

 

خواسته هاي حضرت زينب سلام الله عليها



در رابطه با اموال به غارت رفته

بزرگي و بزرگواري اهل بيت در عين اسارت و افشاگري ايشان درباره جنايات حكومت پليد اموي در كربلا و كوفه و شام و عوامل ديگر سبب شد كه يزيد براي جلوگيري ار رسوايي بيشتر دست به كارهايي بزند از جمله تقاضا از اهل بيت براي ابراز خواسته هايشان در چنين شرايطي بود كه حضرت زينب سلام الله عليها خطاب به يزيد فرمود:

بابنَ الطُّلقاء،اطلبُ منكَ ثلاثهَ اشياءَ:
عمامهَ جدّي
و مقنعهَ امّي
وقميصَ أخي
اي فرزند آزادشدگان،سه چيز از تو مي خواهم،عمامه جدم رسول خدا صلي الله عليه وآله و مقنعه مادرم حضرت فاطمه سلام الله عليها،و پيراهن برادرم حضرت حسين عليه السلام.
يزيد گفت:عمامه جدت و مقنعه مادرت نزد من است و براي تيمن و تبرك در خزانه نهاده ام و پيراهن برادرت را نديده ام و نمي دانم نزد كيست.
فرمود:يزيد!در دوران كودكي در خدمت مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بودم،كه ديدم نخ پيراهن مي تابد و مي بافد و گريه مي كند،وقتي از علّت گريه پرسيدم.
فرمود:دخترم جبرئيل از حضرت حق خبر شهادت برادرت را به جد شما رسولخدا صلوات الله عليه داد كه در كربلا با بدن چاك چاك خواهد ماند،من اين نخها را براي آن مي تابم و مي ريسم كه براي نور ديده ام پيراهن ببافم تا شايد پيكر مجروحش در بيابان عريان نماند.
يزيد:روز عاشورا برادرم حضرت حسين همان پيراهن را بر تن كرد وشمر به غارت برد،بايد آن پيراهن به ما باز گردد تا تسكيني باشد براي سينه اندوهناك و غمناك ما.
يزيد بعد از شنيدن اين سخنان حكم شديدي صادر كرد كه آن پيراهن نزد هر كسي هست بياورد،خيلي سريع آوردند و به حضرت زينب سلام الله عليها باز گرداندند.
هنگام خروج از شام
زمان حركت اهل بيت اطهار از شام به مدينه كه فرا رسيد،مأموران يزيد محملها را زينت كردند و آماده حركت شدند،جناب زينب سلام الله عليها محملهاي زينت شده را كه ديد ناله اي زد و به يكي از افراد فرمود به نعمان بن بشير بگو اين محملها را سياه پوش كند،نعمان پذيرفت و امر حضرت را اجرا كرد.
هنگام سوار شدن بر محملها به ياد روزي اقتادند كه از مدينه خارج مي شدند و همگي ناله كرده و گريستند.
و مردم هم كه آنها را تا دروازه شام بدرقه مي كردند تمامي با صداي بلند شيون و گريه مي كردند و اهل بيت در هر منزلي كه پياده مي شدند مجلس عزا بر پا مي كردند و به نوحه سرايي مي پرداختند.

 

نوشته شده توسط طاها  در ساعت 13:24 | لینک  |